امام مهدی (ع) و چهل سخن از ایشان
امام مهدی(عج)
تنها فرزند امام یازدهم در سپیده دم نیمه شعبان سال 255 ه.ق در شهر سامراء پایتخت خلافت عباسی دیده به جهان گشود. وی را « م ح م د » نامیدند ولادتش را از توده مردم بویژه جاسوسان بنی عباس پنهان داشتند زیرا حکومت وقت از این کودک که مژده قیام جهان گستر و دادپرور ویرا پیغمبر اسلام داده بود سخت هراس داشت و نقشه نابودی او را میکشید.
دردوران حیات پدر،.فقط دوستان خاص.و شیعیان خالص امام توفیق می یافتند تا وی را زیارت کنند و.چون امام حسن عسکری (ع) در سال 260 ه.ق به شهادت رسید پیگیری شدید خلیفه عباسی برای یافتن و کشتن امام مهدی سبب شد تا حجت خدا «غیبت» اختیار نماید و دور از مردم و پنهان از انظار آنان زندگی کند .
دوران نهان زیستی حضرت قائم به دو دوره تقسیم میشود غیبت صغری و غیبت کبری. در غیبت صغری مردانی پاک نهاد و مورد اعتماد به مقام نیابت و وکالت از طرف امام منصوب میشدند و نوشتارهای حضرت مهدی را که «توقیع» نام گرفته و در پاسخ درخواستهای شیعیان بود به مردم میرساندند لکن در غیبت کبری که از سال 329 ه.ق آغاز شد این مقام نیابت خاصه از میان رفت و دیگر کسی مانند نواب غیبت ضغری به مکان و مسکن امام آگاهی ندارد و نمی تواند بدلخواه خود به حضورش برسد اگر چه گاهگاهی خود آن سرور از روی لطف و رأفت به برخی از شیعیان پاکدل افتخار دیدار جمال نورانی یا دریافت دستخط گرامیش را عطا فرموده است.
با وجود مسئله غیبت باز هم کلمات گهربار و دلنشینی از حضرت حجة بن الحسن در ضمن ملاقاتها یا در متن توقیعات نقل شده که درک مفاهیم عالی آن گفتارها نیاز به تعمق و ژرف نگری دارد و ما در اینجا پاره ای از آنها را که ساده تر بوده و درج نموده ایم تا روشنی بخش دیده و دل ارادتمندان حضرتش باشد.
بهرحال اینک بیش از هزار و یکصد و هفتاد سال از عمر شریف امام مهدی میگذرد و شیعیان راستین همواره میکوشند و میجوشند ومیخروشند و هرآن پا برکاب و گوش بفرمان و چشم براهند تا کی قیام شکوهمند وی آغاز گردد و جهان تیره و ستمدیده در پرتو حق و عدالت سامان حقیقی خویش بازیابد.
«به امید آن روز»
چهل سخن ازحضرت حجت بن الحسن المهدی
1- منم مهدی- منم قائم زمانه.
2- منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد.
3- منم بازمانده (حجت های) خدا در زمین.
4- منم انتقامجو از دشمنان خدا.
5- منم فرجام اوصیاء پیغمبر.
6- و خدا بسبب من از خاندان و شیعیانم بلا را دور میگرداند.
7- و همانا من برای مردم گیتی امان از عذا بم.
8- آنگاه که خدا بما اجازه سخن دهد حق آشکار و باطل نابود میگردد.
9- و اما ظهور فرج پس بسته به اراده خدای متعال است.
10- و کسانیکه وقتی برای ظهور تعیین کنند دروغگویند.
11- برای شتاب درگشایش کلی و همگانی بسیار دعا کنید که براستی فرج شما در همان است.
12- همانا هیچیک از پدران من نبود مگر اینکه بیعتی از گردن کش زمانش بگردن داشت.
13- و من بپا خواهم خاست در حالیکه پیمان هیچیک از گردنکشان برگردنم نیست.
14- و اما چگونگی بهره وری از من در غیبتم چون بهره وری از آفتاب است آنگاه که ابرها آنرا از دیده ها پوشیده دارند.
15- و اما در رویدادهای تازه، پس به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهایم.
16- پس براستی که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست.
17- همانا در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم.
18- پس هر یک از شما باید به آنچه بوسیله آن به دوستی ما نزدیک میگردد عمل کند.
19- و باید از آنچه بوسیله آن به ناخشنودی و خشم ما می رسد بپرهیزد.
20- پس ما را از ایشان دور نمیدارد مگر آنچه از ناخشنودیها و ناگواریها که بما میرسد .
21- اما اموال شما پس آنها را نمی پذیریم مگر بخاطر اینکه پاک شوید پس هر که میخواهد بپردازد و هر که نمیخواهد نپردازد.
22- هر کس از اموال ما چیزی بنا حق بخورد پس گویا آتش بدرونش سرازیر ساخته و بزودی در دوزخ افکنده خواهد شد.
23- جستجوی معارف جز از راه ما خاندانِ پیغمبر برابر با انکار ما خواهد بود.
24- براستی خدای متعال مردم را بیهوده نیافریده و بیکاره رها نساخته است.
25- خدا حضرت محمد (ص) را برانگیخت تا رحمتی برای تمام جهانیان باشد و نعمتش را بوجود او تمامی بخشید.
26- و پیامبرانش را با او پایان داد و او را بسوی همگی انسانها فرستاد.
27- همانا زمین از حجت خدا، خواه آشکار باشد یا پنهان، خالی نمی ماند.
28- خدای متعال ابایی ندارد برای حق، مگر اینکه به اتمامش رساند و برای باطل، مگر اینکه نابودش فرماید.
29- تقدیرهای خدای برزگ مغلوب نمیشود و اراده او سرکوب نمیگردد و بر توفیق او هیچ چیز پیشی نمیگیرد.
30- همانا میان خدا با هیچکس خویشاوندی نیست .
31- هیچ چیز بمانند نماز بینی شیطان را بخاک نمی ساید پس نماز بگزار و بینی ابلیس را بخاک بمالان.
32- سجده شکر از لازمترین و واجبترین سنت های مستحبی است.
33- پناه بر خدا از نابینائی پس از روشنائی.
34- و از گمراهی پس از هدایت.
35- و از رفتار هلاکت بار و فتنه های نابود کننده.
36- اگر خواستار هدایت و رشد باشی ارشاد خواهی شد و اگر جویا شوی می یابی.
37- پس از آنچه بکارتان نیاید پرسش مکنید.
38- و خود را برای دانستن آنچه کفایت شده اید بزحمت نیندازید.
39- براستی که حق با ما و در دست ماست جز ما هر که این داعیه بر زبان آرد دروغگو و دروغزن و گمراه و گمگشته میباشد.
40- دلهای ما ظرف مشیت خداست پس هرگاه او بخواهد ما خواهیم خواست.
