آن پدر و پسر

 

 

این روزگار، دوران  «غیبت صغری »می باشد؛ غیبت کوتاه زمان «غیبت صغری »،زمینه سازغیبتی طولا نی و دراز مدت خواهدبود که به نام «غیبت کبری» مشهور خواهد شد .

هر چند که تمام ادیان به غیبت اعتقاددارند وپیروان خود را به ظهور یک  نجات دهنده  بشارت داده اند؛امّا در اسلام غیبت یک پیشوا و امام راستین برای نخستین  بار  است که روی می دهد .

غایب شدن امام چگونه است ؟

آیا او از میان مردم غایب می شود  تاکسی اورا نبیند واو هم مردم را نبیند ؟

غیبت امام زمان از میان مردم ،اینگونه نیست ؛ بلکه او  امامی است که درمیان مردم حضور دارد،با آنها زندگی می کند، اعمالشان را نظاره دارد، سخنشان را می شنود، از رازهایی که در عمق دلشان نهفته است ،آگاه می باشد و...

مردم نیزچه بسا که امام زمان خویش رابارها دیده و دید  خواهند؛امّا توفیق شناسایی او راهرکسی نخواهد داشت.                        

 داستان شگفت انگیزابوالحسین وآنچه براو درحرم مطهّرکاظمین گذاشته است،نشانه ای ازحضور امام زمان درمیان مردم و ناظروحاضر بودن او برآنان است .

دردوران «غیبت صغری »  بسیاری از مردم هستند که لیاقت دارند تا مهدی(عج)رامشاهده کرده وگره ناگشودنی مشکلا ت خویش را با تدبیر اعجاز گونه او بگشایند.

امّاکسانی که سعادت دیدار امام زمان  رانیافته اند می توانندبه نایب امام مراجعه کرده و ازاو استمداد ویاری  طلب نمایند .

نایب امام زمان چه کسی  میباشد ؟

دوران «غیبت صغری »به اندازه عمریک نسل طول خواهدکشید:هفتادسال!

در این هفتاد سال که جامعه اسلامی آماده پذیرش غیبت طولانی  خواهد شد پرهیزکارترین انسانها از سوی امام زمان برگزیده می شوند تاهرگاه که لازم باشد، بتوانند با امام زمان (عج)ملاقات کنند .

دستگاه حکومتی که از تولد وزنده بودن امام زمان (عج)آگاهی یافته است،با شدیدترین وپیچیده ترین روشهای جاسوسی، درصدد کسب آگاهی از امام زمان وجایگاه او می باشد.

 خداوند، می تواند حجّت وآیت خویش رااز گزند دشمنان  حفظ کند وهر گاه کسی  به او دست یابد وقصد جانش را داشته باشد،به اعجاز خویش ،دشمن را ناکام گذارد؛ امّاپروردگار یکتا،چنین اراده نکرده است.خواست پروردگار،اینگونه است که امام زمان(عج)را دوراز چشم مردم نگه دارد،تا برای حفظ جان او درغیبت طولانی اش سیر طبیعی زندگی وامور جامعه برهم نخورد .

بنابراین،کسانی که نایب امام زمان(عج)هستند ومی توانند به حضور او برسند،بیگمان ازمردم عادی  نخواهند بود .

نایب امام  زمان (عج)کسی است که ازهرنظرمورد اطمینان و وثوق امام بوده وبرای عموم مردم نیز،چهره ای قابل قبول وشناخته شده باشد.                                                              

 دردوران هفتادساله«غیبت صغری»چهارنفرمی باشندکه افتخارنایب امام زمان بودن را از آن خود می سازند .

«عثمان بن سعید عمری »،اولین  نایب امام مهدی (عج) میباشد. او همان  کسی است که در زمان امام حسن عسکری(ع)،اموالی را که مردم برای امام می آوردند، به او می دادند تا آنها رابه خانه امام یازدهم برساند .

عثمان بن سعید که در سامراءروغن فروشی  می کند ، درآن روزگار،امانتهای مردم را در خیکهای روغن جاسازی می کرد و به خانه پیشوای شیعیان می فرستاد. 

خدمت صادقانه عثمان بن سعید به خاندان امامت همراه با ایمان وپرهیزکاری فراوانش،او را به چنین افتخار بزرگی نایل ساخته است .

«محمّدبن عثمان»فرزند عثمان بن سعد می با شد وبعداز مرگ پدر  نایب امام زمان میشود او دومین نایب امام  زمان در دوران غیبت صغری میباشد. 

دستخط امام زمان (عج) به محمّّّدبن عثمان درباره مرگ  پدرش ،چنین است :

«انالله واناالیه راجعون! تسلیم فرمان  وراضی به قضای پروردگار هستیم.پدرت،با سعادت زیست وبا افتخار مرد.خدااورا  رحمت کند وبه اولیای خودمحلق سازد!او پیوسته درآنچه او را به خدا و  برگزیدگان الهی نزدیک می ساخت تلاش وکوشش می کرد خدایش اورابیامرزد!

ای محمّد! خداوند پاداش تو را افزون نماید ودراین مصیبت صبر نیکو مرحمت فرماید!تو مصیبت دیده ای وما هم اندوهناک هستیم فراق پدرت برای تو وما دردناک می باشد خداوند او را درجایگاهی که یافته است شادگرداند!

امّا از سعادت پدرت این بود که فرزند ی همانند تو دارد. فرزندی که جانشین اومی باشد وبرایش  طلب رحمت ومغفرت می نماید .

من نیزسپاسگزاری خدا را می نمایم،زیرا شیعیان به وجود تو وآنچه خداوند در تو قرار داده است،شادمان خواهند شد .

پروردگارعالم،تورایاری کند ونیرو بخشد ...»   

فرمانها ودستورات امام زما ن(عج) در امور مهم دینی و اجتماعی ،درزمان زندگی محمّد بن عثمان با همان خطی که در زمان پدرش نوشته می شد،به دست او می رسد . شیعیان نیز، کسی غیر  از او را به عنوان نایب امام نمی شناسند؛بنابراین جهت ارتباط باامام خودشان، فقط به او مراجعه می نمایند .

«علی بن احمد قمی »که از شیعیان ویاران نزدیک محّمدبن عثمان است، روزی به دیار دوست خویش میرود.

کسی نزد محمّدبن عثمان است؛مردی که مشغول نقّاّشی بر یک  لوح می باشد.

علی بن احمد می پرسد :

- آقایم!این لوح برای چیست ؟

محمّدبن عثمان همانطورکه چشم برلوح و نقّاش دارد،می گوید :

- برای قبرم می باشد. قبر،مرا روی آن خواهند گذاشت!

علی بن احمد به لوح نگاه می کند :آیاتی ازقرآن درلوح نقش شده است  نّقاش، مشغول نوشتن نام امامان شیعه در حاشیه لوح میباشد.

محمّدبن عثمان به دوست خود از محل  قبر  و روز مرگ خویش خبر داده وادامه می دهد :

- مامور شده ام که خود را آماده سفر مرگ سازم.

  مردی که حدود پنجاه سال نیابت امام زمان  را بر عهده داشته است ودر ملاقات دایمی با آن رهبر بزرگ الهی،عمرخویش را سپری  ساخته است ،اینک درتدارک سفر آخرت است .

اودرقبری که برای خویش مهیّاکرده است،هرروز  وارد شده ویک  جزءاز قرآن را می خواند وسپس بیرون می آید.

وقتی علت این کار را می پرسند،می گوید :  

- برای مردن، اسبابی باید آماده ساخت که من  نیز چنین می کنم.